ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
75
الفهرست ( فارسى )
خليل در سال يكصد و هفتاد در بصره وفات يافت ، و هفتاد و چهار سال زندگانى كرد و از تصنيفات او كتاب العين است . به خط ابو الفتح نحوى ، رئيس بنى فرات ، كه راستگو ، و موشكاف ، و كنجكاو بود ، خواندم كه ابو بكر بن دريد گويد : در سال ( دويست ) و چهل و هشت يكى از وراقان ، كتاب العين را از خراسان ببصره آورد و در چهل و هشت جزء بود كه بپنجاه دينار آن را فروخت . ما شنيده بوديم كه اين كتاب در خراسان ، و در خزينهء طاهريهء است ، تا آنكه وراق مومى اليه آن را ببصره آورد . گويند : خليل اين كتاب را تأليف كرد و به سفر حج رفت و آن را در خراسان گذاشت . و از خزائن طاهريه بعراق آورده شد . اين كتاب را كسى از خليل روايت نكرده ، و در اخبار هم شنيده نشد كه مؤلفش اوست . گفتهاند ليث از فرزندان نصر بن سيار در مدت كوتاهى كه با خليل مصاحبت داشت ، خليل اين را براى او ترتيب داده ، و رويه كار را به او گفته ، و چون مرگ او را در ربود ، ليث آن را باتمام رسانيد ، و حروف آن از حروف حلق و گلو آغاز مىگردد كه اولش : عين . حاء . هاء . غين . قاف . كاف . جيم . شين . صاد . ضاد . سين . راء . طاء ، دال . تاء . ذال . ثا . زاء . لام . نون . فا . ميم . ( باء ) . الف ياء . واو . است . حكايت ديگر دربارهء كتاب العين ابو محمد بن درستويه چنين آورده است كه ، من كتاب العين را به اين اسناد شنيدهام ابو الحسن على بن مهدى كسروى ، مىگفت محمد بن منصور معروف بمحدث براى من حكايت كرد كه ، ليث بن مظفر بن نصر بن سيار گفت : من نزد خليل بن احمد ( رضى اللّه عنه ) مىرفتم ، روزى خليل به من گفت اگر كسى الف . با . تا . ثا . و امثال آن را به ترتيبى كه من مىدهم تأليف كند ، تمام كلام عرب را در آن گنجانده و پايهء مىگردد كه هيچچيزى از آن خارج نخواهد ماند ، من به او گفتم چگونه مىتوان اين كار را انجام داد . گفت آن را بر دو حرفى ، سهحرفى ، چهار حرفى ، و پنج حرفى : تأليف كند ، چون در لغت عرب از اين بيشتر كلمهء نيست . ليث مىگفت ، من مرتب سؤالهائى مىنمودم و او جوابهائى مىداد كه من بهدرستى پى به آن نمىبردم و به همين منظور چند روزى بنزدش مىرفتم ، تا آنكه بيمار شد و من هم به قصد حج به مكه رفته و نگرانى بسيارى داشتم كه نبادا بميرد ، و آنچه براى من شرح داده از ميان